هرچقدر هم تلاش كني
مستقل، محكم، كه حتي گاهي تكيهگاه هم باشي، يك وقتهايي فقط و فقط يك جفت
دستِ خاص مرهم همه دردهاست.
تو بگو آبِ روي آتش.
تا حالا انقدر نبودنش نمود نكرده بود، اين ماه
كه نبود و مأموريت بود و من بودم و حجم دردي كه تاب تحملش را نداشتم.
انقدر كش آمدند تا رسيد
و همان يك جفت دست را گذاشت همانجا كه بايد.
و رفتند پي كارشان تا
دفعهي بعد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر