۱۳۹۲ مهر ۲۸, یکشنبه

خوندن يه وبلاگ اين رو يادم انداخت



يك‌بار در سن 9 سالگي از طرف مدرسه بردن‌مون سينما
هرچي هم فكر مي‌كنم يادم نمياد چه فيلمي بود
بعد من برگشتم خونه بابام رو گير آوردم و شروع كردم به تعريف كردن فيلم
وسطاي تعريف خيلي مودبانه بهم گفت دخترم من بايد برم دستشويي
ديگه چيزي يادم نيست تا صحنه اي كه پشت در دستشويي هنوز داشتم براش تعريف مي‌كردم
از اون تو صداي آب ميومد و من نگران بودم نكنه صدامو نشنوه




هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر